بایگانیِ فوریه, 2014

نزدیک و دور

منتشرشده: 24 فوریه 2014 در 3/6/2012

هر روز به هم نزدیک می‌شویم ،نزدیک و نزدیک تر 

تا جای که چشمان ما حرف دل‌ را خواهد خواند

تا جای که افکار ما با قلب یکی‌ میشود و پلی می‌زند 

بین ما و احساسات ما .

به هم نزدیک می‌شویم مثل خورشید به زمین 

که بهار را نوید میدهیم به دنیای اطرافمان 

مثل راز به نیاز ،مثل ساز به «عاشق» خوش آواز 
و دور می‌شویم از هم دور

تا جایی که باد بادک خاطرات ما از آن دور دست‌ها تکان میخورد و

طناب اشتباهات ما آن را به دست ابر‌های سیاه نفرت خواهد سپرد.

فقط بخشش پیشه کن و طالب بخشش باش 

که فردا روزی که هوای شهر پاک و آرام بود 

روی بیرون آمدن را داشته باشی‌ 

نزدیک و دور ،فاصلهٔ این دو با هم به اندازهٔ هیچ است 

کدام قلبی آرزوی هوای طوفانی را دارد 

ما فقط روز نا مناسبی‌ را برای تفریح انتخاب می‌کنیم

Advertisements

ته خط ماجرا

منتشرشده: 12 فوریه 2014 در 3/6/2012

راحت‌ترین راه ممکن برای پایان مشکلات به ته خط رسیدن است .

مسیری که آغاز آن مشخص و پایان آن ترسیمی از خطهای ممتد 

به آسانی میشود پرچم سفید را بالا برد .میشود کوتاه آمد به راحتی چند ثانیه سکوت 

میشود با کودک درون به گوشه‌‌ای از اتاق پناه برد ،به آسانی زانو را بغل کرد و خود را به اشک سپرد

همه به دنبال آرامشیم به دنبال چند لحظه بهتر ،بهتر از آنچه که می‌توانست در گذشته باشد 

بهتر از کابوس‌های که در خواب داشتیم بهتر از تخیلاتی که در مغز کاشتیم

راحت‌ترین راه ممکن جاده‌ای است به نام توهم به نام تقدیر به نام سرنوشت

به نام هر آنچه تو را به بالا ببرد ،فراموش کنی‌ خالقی که  دفتر هستی‌ را نوشت

به هیچ چیز فکر نکن ،سکوت کن ،تجسم کن

یک سیلی روی صورت ،می‌فهمم درد ناک است ،ولی‌ این همان ته خط ماجراست 

کمی‌ درد ،شروع حقیقت است

آغاز نا نوشتهٔ داستان ماست 

دو روح در یک بدن

منتشرشده: 2 فوریه 2014 در 3/6/2012

دو روح در یک بدن ،یکی‌ اسمانی و دیگری مبهوت زیبایی‌های دنیوی،

هر دو راضی از آنچه برایشان رقم خواهد خورد 

زیبایی‌های که زمان را هر چقدر کند هرچه قدر تند، بی‌ معنی جلوه میدهد  

یا  تن‌ سردی که گرمای بهشت ابدی پذیرای او خواهد بود 

هر دو راضی از سرنوشتشان ولی‌ زنجیری که به پایشان بسته است 

تمام رویاهایشان را نقش بر آب میکند،

تمام خوشی‌های زمینی تعریف شد ،

خیر و شر ،نیک‌ و بد ،بهشتی یا جهنمی وجدان پاک یا هوای نفسانی

این دو روح مبهوت این بدن جسمانی‌ که دست به دعا نشسته است و گناه‌های کرده یا نکرده خود را می‌شمارد

و هر بار این روح اسمانی است که که در جهنم افکار او می‌سوزد 

و این جسم بی‌ گناه است که از  این همه نعمت خدوندی بی‌ بهره خواهد ماند