بایگانیِ اوت, 2013

بعضی‌ جاها

منتشرشده: 28 اوت 2013 در 3/6/2012

بعضی‌ جاها بین واقعیت و دروغ ،مرز‌ها مشکوکند 

بعضی‌ جاها بین بله و خیر‌ها ،شاید‌ها مستورند 

بعضی‌ وقت‌ها بین بالا تر و پایین تر ،وسط رو می‌شه پیدا کرد 

بعضی‌ وقت‌ها بین سوال‌ها و ایده‌ها ،می‌شه جواب معما رو پیدا کرد 

بعضی‌ جاها  باید صبر کنی‌ تا حلوا شود غوره 

بعضی‌ جاها اون جلو تر باید رد شی‌ از همه و گذشته‌ای که می‌سوزه 

بعضی‌ وقت‌ها درد‌ها پشت مردمک چشم زانو میزنند 

بعضی‌ جاها اشک‌ها میریزند و سهراب‌های که چتر هارا میبندند

جای هست بین کوه و دریا که رودخانه‌ها جاری اند 

و بعضی‌ جاها بین زمین و آسمان باد‌های تغییر درحال وزشند 

یک جای بین من و آزادی فاصله در حال رشد کردن است 

یک جای بین باد گمانی و اطمینان چیزی هست که بسیار زجر آور است 

یک جای در قلب من این زخم ،احساسی‌ رو یاد آوری می‌کند

یک جایی عمیق در بطن من که مرهم پیدا نمیکند

Advertisements

داروئی به نام ما

منتشرشده: 15 اوت 2013 در 3/6/2012

گفتی‌ هوا دونفرست .پرده رو کنار زدم ،نه بارون میومد نه غروب بود ،نه وسط این همه آپارتمان دو رو بر، میشد به افق چشم دوخت .

دستم و گرفتی‌ گفتی‌ :» به قول خودت ،عاشقی یه دل‌ خوش میخواد و یه آب هندونه  ،منظره به چه درد میخوره   پسرهٔ دیوونه»

یه چیزی تو هوای سرد هست که من عاشقشم   ،هیچکس نمیخواد تنها باشه   ،فقط می‌خوای بیگانه نباشی‌ با    غربت شب.

دیگه نمیخواد آسمون به ریسمون ببندی  ،داستان تعریف کنی‌ تا فقط بهش بفهمونی ،    که لرزش دستای من از خجالت نیست

قرمزی گونه هام از ترس نیست ،لرزش پاهام از افتادن تو مخمصه نیست ،

فقط میدونی‌ هوا سرده ،شانه‌‌های من ،تنها مرهم این درده ،دردی که تسکینش تو این سرما فقط داروی با نام…ما

می‌خواستم فکر کنم

منتشرشده: 12 اوت 2013 در 3/6/2012

من از زندگی‌ میخواستم سقفش روی ستاره‌ها باز شه 

یک کوچه که از خنکی هوا، ظهر‌ها پنجرهاش  باز شه 

سنگ نباشه آسفالت نباشه ،خود به خود فواره‌ها روی چمن بپاشه

یه ماشین خفن دم در باشه ،دهن‌ها باز شه ،فک‌ها رو زمین  ،اسفند روی سقفش در حال حرکت باشه 

بچه بغل مامان   ،ناهار آماده باشه ،  شب بخیر و  بوس و جیش و لالا باشه 

می‌دونم شرایط من باید بهتر از اینها باشه ،آخه زن من در حال امرار معاشه

ولی‌ چه کنم مشکلات زیاده ،حرف دل‌ نیست داغ دلمه ،فرشتهٔ نجات من خودش کلاشه 

می‌خواستم فکر کنم همچی روبراهه ،زندگی‌  نگو پادشاهی ،تخت جمشید شیش دونگ به نامه

دنیام به کامه ،اوضاع براهه ،ساختمان لاهه محل جدید کسب کاره 

 سگ بیارم تو شهر دوبر من باشه ،انقدر مؤدب که بدون لیش باشه 

 اسمش پاپی باشه ،ماده با روبان صورتی‌ ، «چه سگ نازی » دختره مایه دار باشه 

همه فکر کنن طرف چه آش و لاشی باشه ،بنز سواره، سگم که داره ،هیچی‌ یهو سیگاری هم باشه 

آخه کی‌ اهمیت میده جیب که پر باشه ،حساب بانکی وقتی‌ تو سوئیس باز شه 

خل و چل باشه ،دستش کج باشه ولی‌ وقتی‌ راه میره فرش قرمز زیر پاشه